تبليغاتX
هیس ... ! - بسم رب المستضعفین

هیس ... !


در شب عاشورا ، آنهم این وقت شب نوشتن کار سختی است.  این روزها عجیب عاشورا به حال و هوای "کل یومی" خود نزدیک است. امشب خاتمی بر منبر خمینی کبیر تکیه زد و از " آزادی" گفت. به خدا قسم اگر خق و باطل  را ممزوج نمی دیدم نمی نوشتم. عمار نیستم اما استخوان دست ابوذر بر سر کعب الاحبار که می توانم بود!

این جمله ی خاتمی است: «قيام امام حسين(ع) به اين خاطر بود که جانش را در راه آزادي بدهد و با کساني مقابله کرد که مي خواستند به اسم دين بر جامعه حکومت کنند و آزادي مردم را بگيرند»

کسی هست که از ارادت بی قید و شرط خاتمی به روشنفکران چیزی نداند؟ کسی هست که نداند منظور خاتمی از واژه ی آزادی تعبیر غربی آن است؟ آیا حسین جانش را داد تا آزادی به معنای غربی آن حاکم شود؟

چه کسانی به اسم دین بر جامعه  حکومت می کردند و چه نوع آزادایی را می گرفتند؟ قطعاً خاتمی اشاره ای به آن نخواهد کرد چرا که بایستی روشن کند آیا حسین در پی حکومتی غیر دینی بوده تا با آزادی منظور نظر خاتمی جمع شود؟ ( تمامی خطبه های حسین درست عکس این است) یا حکومتی که به نام دین سر کار بوده قشر دین را حفظ و مغزش را تف کرده؟ (اشاره ای که عمر عاص به معاویه می کند: حکومت دینی علی سوای حکومت دینی من و تو است.)

آقا در نماز جمعه و نیز بارها به مبحث خواص اشاره کردند و ممزوج کردن حقی به باطل یا به قول قران کریم: ولا تلبسو الحق بالباطل وتكتمو الحق. اما در ادامه آیه مساله ی مهمی را اشاره می کند: وأنتم تعلمون . یعنی خواص هرگز در شناخت ولی اشتباه نمی کنند اما خود را در عرض ولی قرار می دهند. پس حق را در حالی مخفی می کنند که به حقانیت آن آگاه اند و چون چنین شد عوام ولی را گم خواهند کرد.

یادمان باشد ، گریستن بر تشنگی ، دخان دیدن ، ذبح شدن ، ارباً اربا شدن و همه ی مصائب عاشورا از آنرو مهم است که " ولی زمانه" در اثر بی بصیرتی عوام و کتمان حق خواص ، به آن مبتلا گردید و هرکجا و هر زمان که باز همین گونه حق و باطل در هم آمیزد باز کربلا تازه و عاشورا رخ خواهد داد چرا که و شمر جالس علی صدره حوالتی تاریخی است.

 کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را من اینگونه می دانم.

اولین واکنش طرفداران موسوی و خاتمی در فرند فید:

 

+ نوشته شده در  2009/12/27ساعت 3:33  توسط داوود مرادیان  |